X
تبلیغات
اناران
تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 | 23:5 | نویسنده : داوود
 

شعری ازمحمدسلمانی

در قلب قصه های یکی بود یا نبود
یادم  نمی رود که کسی جز خدا نبود
یادم نمی رود که در آن سال های دور
مردانگی ز افسر شاهی جدا نبود
در باور قبیله ي احساس های پاک
بی حرمتی به ساحتِ گل ها روا نبود
آن روز در تصور انسانِ قصه ها
می گفت مادرم که محبت خطا نبود
وقتی د لی برای د لی درد می نوشت
پیکی  به جز  کبوتر  بادِ  صبا  نبود
این کوه این تهی شده از یادِ تیشه ها
در بیستونِ عشق چنین بی صدا نبود
روزی که قهرمان به سر چشمه می رسید
راهی به جز  مبارزه  با  اژدها  نبود
می شد که در هوای مساوی نفس کشید
یک بام در کشاکشِ چندین هوا نبود



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 | 19:50 | نویسنده : داوود

این چه شوریست که در دور قمر می بینم

همه افاق پر از فتنه وشر می بینم

هر کسی روز بهی می طلبد از ایام

علت آنست که هروز بدتر می بینم

ابلهان را همه شربت زگلاب و قند است

قوت دانا همه از خون جگر می بینم

اسب تازی شده مجروح به زیر پالان

طوق زرین همه بر گردن خر می بینم

دختران همه در جنگ و جدل با مادر

پسران را همه بد خواه پدر می بینم

هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد

هیچ شفقت نه پدر را به پسرمی بینم

پند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کن

که من این پند به از گنج و گوهر می بینم



تاريخ : شنبه نوزدهم فروردین 1391 | 14:7 | نویسنده : داوود
از ره غفلت به گدایی رسی

ور به خود ایی به خدایی رسی

پیر تهی کیسه بی خانه ای

داشت مکان در دل ویرانه ای

روز به دریوزگی از بخت شوم

شام به ویرانه درون همچو بوم

گنج زری بود در آن خکدان

چون پری از دیده مردم نهان

پای گدا بر سر آن گنج بود

لیک ز غفلت به غم ورنج بود

گنج صفت خانه به ویرانه داشت

غافل از آن گنج که در خانه داشت

عاقبت از فاقه و اندوه و رنج

مرد گدا مرد و نهان ماند گنج

ای شده نالان ز غم و رنج خویش

چند نداری خبر از گنج خویش؟

گنج تو باشد دل آگاه تو

گوهر تو اشک سحرگاه تو

مایه امید مدان غیر را

کعبه حاجات مخوان دیر را

غیر ز دلخواه تو آگاه نیست

ز آنکه دلی رابدلی راه نیست

خواهش مرهم ز دل ریش کن

هر چه طلب می کنی از خویش کن



تاريخ : دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 | 15:59 | نویسنده : داوود
آنگاه مردم را درست می ببینی که در بلندیهای سر به آسمان کشیده حضور داشته باشی و نیز در منزلگاههای دور . جبران خلیل جبران

تاريخ : جمعه یازدهم فروردین 1391 | 15:29 | نویسنده : داوود

 وقتي سكوت ِ دهكده  فرياد مي شود
تاريخ  ، از انحصار ِ تو آزاد مي شود

تاريخ  ، يك كتاب ِ قديمي ست كه در آن
از زخم هاي كهنه ي من ياد مي شود

از من گرفت دخترِ ِخان هرچه داشتم
تا كي به اهل  ِ دهكده بيداد مي شود؟

خاتون! به رودخانه ي قصرت سري بزن
موسي  ، دل  ِ من  است كه نوزاد مي شود

با اين غزل  ، به مـُلك  ِ سليمان رسيده ام
اين مرد ِ خسته  ، همسفر ِ باد مي شود

اي ابروان  ِوحشــي  ِتو لشكر ِ مغول!‏
پس كي دل  ِ خراب ِ من  ، آباد مي شود؟

در تو هزار مزرعه  ،  خشخاش ِ  تازه است
آدم به چشـــــــــــــم هاي تو معتاد مي شود



تاريخ : جمعه یازدهم فروردین 1391 | 11:50 | نویسنده : داوود
در دهر کسی که عشق را شاید نیست/یاری که ازو دلی براساید نیست/صدگونه ملامت که نمیباید هست/یک لحظه فراغتی که می باید نیست

تاريخ : جمعه یازدهم فروردین 1391 | 11:36 | نویسنده : داوود
هم دانه امید به خرمن ماند/هم باغ وسرای بی تو ومن ماند/سیم وزر خویش از درمی تا به جوی/با دوست بخور گر نه به دشمن ماند

تاريخ : جمعه یازدهم فروردین 1391 | 11:17 | نویسنده : داوود

دوستی

دل من دير زمانی است که می پندارد:

"دوستی" نيز گلی است،

مثل نيلوفر و ناز،

ساقه ترد و ظريفی دارد.

بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد

جان اين ساقه نازک را

           - دانسته -

                   بيازارد!

 

در زمينی که ضمير من و توست،

از نخستين ديدار ،

هر سخن ، هر رفتار ،

دانه هايی است که می افشانيم.

برگ و باری است که می رويانيم

آب و خورشيد و نسيمش " مهر" است .

گر بدانگونه که بايست به بار آيد ،

زندگی را به دل انگيزترين چهره بيارايد .

آنچنان با تو درآميزد اين روح لطيف ،

که تمنای وجودت همه او باشد و بس.

بی نيازت سازد ، از همه چيز و همه کس .

زندگی ، گرمی دلهای به هم پيوسته ست

تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است .

در ضميرت اگر اين گل ندميده است هنوز،

عطر جان پرور عشق

گر به صحرای نهادت نوزيده است هنوز

دانه ها را بايد از نو کاشت!

آب و خورشيد و نسيمش را از مايه جان

خرج می بايد کرد .

رنج می بايد برد ،

دوست می بايد داشت !

با نگاهی که در آن شوق برآرد فرياد

با سلامی که در آن نور ببارد لبخند

دست يکديگر را

بفشاريم به مهر

جام دلهامان را

     مالامال از ياری ، غمخواری

بسپاريم به هم

بسراييم به آواز بلند :

- شادی روی تو !

     ای ديده به ديدار تو شاد

باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست

تازه ،

     عطرافشان

          گلباران باد .

(فریدون مشیری)



تاريخ : جمعه یازدهم فروردین 1391 | 11:6 | نویسنده : داوود

بهار را باور کن

باز کن پنجره ها را که نسيم روز ميلاد اقاقی ها را جشن می گيرد  

و بهار

روی هر شاخه کنار هر برگ

شمع روشن کرده است

همه چلچله ها برگشتند

و طراوت را فرياد زدند

کوچه يکپارچه آواز شدست

و درخت گيلاس

هديه جشن اقاقی ها را

گل بدامن کرده است

باز کن پنجره ها را ايدوست

هيچ يادت هست

که زمين را عطشی وحشی سوخت؟

برگها پژمردند ؟

تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هيچ يادت هست؟

توی تاريکی شبهای بلند ،

سيلی سرما با تاک چه کرد؟

با سر و سينه گلهای سپيد

نيمه شب باد غضبناک چه کرد؟

هيچ يادت هست؟

حاليا معجزه باران را باور کن

و سخاوت را در چشم چمنزار ببين

و محبت را در روح نسيم

که در اين کوچه تنگ

با همين دست تهی

روز ميلاد اقاقی ها را

جشن می گيرد !

خاک جان يافته است

تو چرا سنگ شدی ؟

تو چرا اينهمه دلتنگ شدی؟

باز کن پنجره ها را ...

                    و بهاران را باور کن !

( فریدون مشیری)



تاريخ : سه شنبه هشتم فروردین 1391 | 21:56 | نویسنده : داوود

تعطیلات نوروزی امسال با بارش سنگین برف وباران در نیمه شمالی وشمال غرب کشور وپدیده گرد وغبار درنیمه جنوبی همراه شد واین امر مسافرین نوروزی را غافلگیر گرد.گردوخاک چند سالی است که مهمان ناخوانده وهمیشگی استان ایلام شده است .امروز شاهد بروز پدیده ای نادر در منطقه زیارتی وسیاحتی زرین آباد در استان ایلام بودیم اوایل صبح ابتدا هوا ابری شد در ادامه تا عصر گرد وخاک از راه رسید وحوالی غروب کولاک باد وباران وتگرگ بساط مسافران نوروزی منطقه را در هم پیچید.گفتنی است که منطقه باستانی پهله وزرین آباد دارای طبیعت کوهستانی وزیبایی است و نیز دارای زیارتگاهها وامامزاده های زیادی به نامهای امامزاده سیدفخرالدین-امامزاده سید ابراهیم-امامزاده سید ناصرالدین-امامزاده سید فلک الدین می باشد که همه ساله تعداد زیادی از مسافرین نوروزی از سراسر استان واستانهای همجوار را پذیرا می باشد.



تاريخ : دوشنبه هفتم فروردین 1391 | 1:4 | نویسنده : داوود
از آمدن بهار واز رفتن دی/اوراق وجود ما همی گردد طی/می خور مخور اندوه که فرمود حکیم/غمهای جهان  چو زهر وتریاقش می

                                                       *****                                                           

چندانکه نگاه میکنم هرسویی/درباغ روانست زکوثرجویی/صحرا چوبهشت است زکوثر کم گوی/بنشین به بهشت با بهشتی رویی                                                       



تاريخ : پنجشنبه سوم فروردین 1391 | 21:4 | نویسنده : داوود

 در بلوك اناران در دماغه كوههاي زاگرس و در امتداد مرز ايران و عراق، بزرگترين ميدان مشترك نفتي ايران با نام آذر قرار گرفته كه كل نفت استحصالي آن براي 40 سال آينده در حدود 390 ميليون بشكه برآورد مي‌شود.

بلوك نفتي اناران در استان ايلام شامل دو ميدان چنگوله و آذر است. بلوك اناران در سال 1379 طي برگزاري مناقصه‌اي بين المللي، براي انجام مطالعات زمين‌شناسي، تعبير و تغيير خطوط لرزه‌نگاري و حفاري 5 حلقه چاه شامل 3 حلقه چاه اكتشافي و 2 حلقه چاه توصيفي به شركت نورسك هدرو نروژ به عنوان پيمانكار اوليه اجراي عمليات اكتشافي بلوك اناران واگذارشد‎؛ شركتي كه در آن زمان پس از ادغام با شركت استات اويل به شركت استات اويل هيدرو تغيير نام دارد. در قرارداد بلوك نفتي اناران، شركت لوك اويل روسيه نيز 35 درصد سهيم بود. براساس قرارداد منعقده، پيمانكار موظف بود در محدوده 3000 كيلومتر مربعي بلوك اناران، عمليات برداشت، پردازش و تعبير و تغيير خطوط لرزه‌نگاري دو بعدي را در حدود 800 كيلومتر، پردازش مجدد خطوط لرزه‌نگاري دو بعدي قديمي را به ميزان 1150 كيلومتر، حفاري 3 حلقه چاه اكتشافي و دو حلقه چاه توصيفي و مطالعات زمين‌شناسي، ژئوفيزيكي و مخزن را انجام دهد. بلوك اناران در مناطق مرزي و عمدتا كوهستاني واقع شده و محدوده آن آلوده به ميادين مين و مواد منفجره عمل نكرده بود و به همين دليل ارتش به پاكسازي منطقه پرداخت. متعاقبا مطالعات زمين‌شناسي‏، ژئوفيزيك و حفاري 2 حلقه چاه به اتمام رسيد. عمليات حفاري چاه اول به نام چاه آذر 1 به دليل بروز مشكلات فراوان متوقف شد اما حفاري چاه شماره 2 يا آذر 2 موفقيت‌آميز بود و پس از محرز شدن وجود هيدروكربور در سازندهاي ايلام و سروك‏، ميدان نفتي آذر بين دو شهر دهلران و مهران در جنوب غربي استان ایلام، يك ميدان تجاري شناخته شد. ميدان آذر بين ايران و عراق مشترك بود كه قسمت عراقي بدره يا بدرا نام دارد. سال 1387 پس از كنار رفتن شركت نروژ از پروژه، برنامه‌ريزي براي توليد از اين ميدان آغاز شد ولي به دليل مشكلات فراوان در موعد مقرر به نتيجه نرسيد. سرانجام عصر روز 19 مهرماه 1390‏، قرارداد توسعه ميدان نفتي آذر توسط «احمد قلعه‌باني» مديرعامل شركت ملي نفت ايران، «علي احمدي» رئيس هيات مديره شركت سرمايه‌گذاري صندوق بازنشستگي كاركنان صنعت نفت و همچنين «ركن‌الدين جوادي» شركت مهندسي و ساختمان صنايع نفت (OIEC) به امضا رسيد. ارزش اين قرارداد 9/1 ميليارد دلار است و براساس آن، توليد زودهنگام اين ميدان پس از 36 ماه به ميزان 30 هزار بشكه است و بعد از 55 ماه توليد نهايي به ميزان 65 هزار بشكه در روز خواهد رسيد.

وزير نفت در مراسم امضاي اين قرارداد گفت: براي امضاي قرارداد توسعه ميدان نفتي آذر، 20 روز به شركت خارجي مهلت داديم و امروز با تمام شدن اين فرصت و دريافت نكردن پاسخ قرارداد را با پيمانكار داخلي امضا كرديم. قاسمي تصريح كرد: ميدان نفتي آذر از ميادين مشتركي است كه فعاليت‌هاي زيرساختي آن از مدتها پيش شروع شده است. وزير نفت تاكيد كرد: براي اجراي پروژه‌ها در ميادين مشترك نمي‌توانيم زمان را از دست بدهيم و تصميم گرفتيم بلافاصله قرارداد اجراي آن را امروز منعقد كنيم.

ميدان مشترك آذر از جمله مهمترين ميادين مشترك نفتي كشور است؛ اين ميدان تنها ميدان توسعه نيافته از ميادين مشترك ايران در مرز غربي است كه تاكنون قرارداد توسعه آن به امضا نرسيده بود. در بخش تحت‌الارضي ميدان آذر تاكنون حفاري 19 حلقه چاه شامل 17 حلقه چاه توليدي، يك حلقه چاه توصيفي و يك حلقه چاه دفع پساب جهت توسعه كامل اين ميدان پيش‌بيني و در بخش سطح‌الارضي‏، احداث يك واحد بهره‌برداري به حداكثر ظرفيت عملياتي 71 هزار و 500 بشكه نفت در روز برنامه‌ريزي شده است. جهت انتقال نفت ميدان آذر در مرحله توليد زودهنگام نيز از يك خط لوله 16 اينچ به طول 155 كيلومتر به مقصد دهلران استفاده مي‌شود و توليد نهايي با خط لوله 16‌اينچ فوق به طول 40 كيلومتر به چشمه خوش منتقل خواهد شد. با توجه به اينكه عراق نيز تاكنون برداشتي از ميدان مشترك آذر (بدرا) نداشته است، اميد مي‌رود با توليد زودهنگام از اين ميدان طي 36 ماه آينده، شاهد سبقت گرفتن ايران از عراق در توليد از اين ميدان مشترك نفتي باشيم.



تاريخ : پنجشنبه سوم فروردین 1391 | 20:58 | نویسنده : داوود
طرح توسعه میدان بلوک اناران اهداف طرح : ( این طرح برای دو میدان مد نظر است) میدان آذر : تولید روزانه ۶۵ هزار بشکه نفت طی دو فاز. میدان چنگوله : توصیف مخزن و تولید زودهنگام به میزان ۱۰ هزار بشکه نفت در روز موقعیت جغرافیایی طرح : بلوک اناران در دماغه کوههای زاگرس و در امتداد مرز ایران و عراق در قسمت جنوب غربی ایلام بین دو شهر مهران و دهلران قرار دارد. پیمانکاران اصلی و مشاوران : طرح توسعه این میدان از حالت قراردادی بیع متقابل با پیمانکاران خارجی از اواخر مرداد ماه ۱۳۸۷ به یک طرح توسعه مستقل با استفاده از منابع داخلی تبدیل شده است اما کماکان مذاکرات با شرکت های خارجی و داخلی جهت سرمایه گذاری هم راستا با توسعه میدان ادامه دارد. در حال حاضر شرکت محیط اندیش پایدار، پارس پترو زاگرس، مروارید کویر کوه، تهران رایمند، رویان، ملی حفاری، گلوبال پتروتک، مراغ از پیمانکاران فعال در طرح می باشند. فعالیتهای اجرایی طرح : تحصیل اراضی، پاکسازی از مین و مواد منفجره، انجام مطالعات زیست محیطی و تهیه MDP میادین، حفاری ۱۵ حلقه چاه تولیدی و یک حلقه چاه پساب، ساخت محوطه سلر و جاده های دسترسی ۱۵ حلقه چاه تولیدی و ساخت محل استقرارکارکنان در میدان آذر در حال انجام است. بهره برداری، احداث سیستم های مخابراتی، نیروگاه، خطوط انتقال نیرو و ساختمانهای صنعتی، احداث خط لوله انتقال نفت وگاز و خطوط لوله جریانی، خط لوله انتقال آب زاید به چاه تزریقی و احداث واحد بهره برداری جهت فرآورش نفت تولیدی در شرح کار توسعه میدان آذر قرار دارد. زمان های کلیدی طرح : تاریخ تولید زودهنگام: مرداد ۱۳۹۲ تاریخ تکمیل طرح: تیر ۱۳۹۴

تاريخ : پنجشنبه سوم فروردین 1391 | 20:42 | نویسنده : داوود

استات اويل هيدرو:
عمليات توسعه ميدان نفتي اناران متوقف نشده است

خبرگزاري فارس: شركت نروژي استات اويل هيدرو با تكذيب خبر مربوط به توقف عمليات توسعه ميدان نفتي اناران اعلام كرد تصميم جديدي در اين خصوص اتخاذ نكرده است.

خبرگزاری فارس: عمليات توسعه ميدان نفتي اناران متوقف نشده است

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از رويترز شركت نروژي استات اويل هيدرو اعلام كرد همچنان مصمم به توسعه ميدان نفتي اناران واقع در غرب ايران است و تصميم جديدي در اين خصوص اتخاذ نكرده است. شركت استات اويل هيدرو كه از اول اكتبر با ادغام دو شركت نروژي استات اويل و نورسك هيدرو به وجود آمد به همراه شركت روسي لوك اويل سهام ميدان نفتي اناران را در اختيار دارد. قبل از ادغام استات اويل و نورسك هيدرو شركت دوم به همراه لوك اويل سهام اناران را در اختيار داشت كه با ادغام استات اويل و نورسك هيدرو اين سهام به شركت ادغام شده استات اويل هيدور منتقل شده است. كجرستي مورستول سخنگوي استات اويل هيدرو در مصاحبه با رويترز گفت:«ما به طرح توسعه ميدان اناران توجه داشتيم و همچنان به اين ميدان توجه داريم». وي تاكيد كرد:« هيچ تصميم جديدي در اين خصوص اتخاذ نشده است». اين اظهارات پس از آن ايراد شد كه خبرگزاري اينترفاكس به نقل از معاون رئيس شركت روسي لوك اويل مدعي شد عمليات توسعه ميدان اناران به دليل فشارهاي امريكا متوقف شده است. مورستول افزود: ما كليه تعهدات قراردادي خود در مورد پروژه هاي مختلف در ايران را به اتمام خواهيم رساند اما در مورد پروژه هاي جديد مسائل مربوطه را مد نظر قرار خواهيم داد. انتهاي پيام//



تاريخ : پنجشنبه سوم فروردین 1391 | 19:59 | نویسنده : داوود
-  قوم لُر:

الف -طوایف لُر ساکن شهرستان آبدانان

سلیورزی : از طوایف معروف لُر است که در بسیاری از منابع آنها را از اخلاف والیان لُرستان می دانند. گویش آنها لُری است و در هفت چشمه آبدانان ساکنند و شامل تیره های – گرمسیری – حیدر رضا – خلف – طلوری؛  می باشند.

رشنو ها : از طوایف معروف لُر هستند، که اصل آنها از لرستان است، گویش لُری دارند .

مال ملایی : از طوایف لُر بوده و از ساکنان قدیمی هزارانی و ماهوته آبدانان هستند. گویش آنها لُری است.

طایفه بیات: به زبان لُری صحبت می کنند، همپیوند کاحیرده های مورموری و شهرستان دهلران هستند.

ایل کاحیرده : از ایل کاحیرده ای هستند که در دهلران نیز ساکن اند و در مورموری زندگی می کنند. گویش آنها لُری است .

کولیوند: گویش آنها لُری و لکی می باشد اصل آنها از لرستان آمده اند که به خاطر مجاورت با کردها و جریش شدن با اقوام کُرد برخی آنها را کُرد قلمداد کرده اند.

طایفه جودکی: این طایفه از طوایف لرستان بوده که در حال حاضر در بخش هایی از آبدانان زندگی می‌کنند.

طایفه پیرانی : از طوایف ساکن آبدانان هستند که به زبان لکی تکلم می کنند. و احتمال این که پیوستگی با لک‌های لرستان داشته باشند زیاد است .

طایفه سگوند: سگوندها در حقیقت ایل بزرگی هستند، که از اندیمشک و شوش خوزستان تا قسمت‌های زیادی از لرستان را در بر گرفته اند ولی به صورت طایفه کوچکی در بخش هایی از آبدانان  هم زندگی می کنند. زبان آنها لُری است .

ایسه‌وند :  ایسه‌وندها برخی آنها را بختیاری می دانند و برخی آنها را از مهاجران لُرستانی می دانند، در روستای سرپله و بخش هایی از شهرستان دهلران زندگی می کنند ، ساکنان سرپله گویش لُری دارند اما ساکنان دهلران به خاطر اختلاط با کرده های پشتکوهی زبانشان تغییر کرده است.

گلال زیری : این طایفه نیز ساکن روستای سرپله هستند و در  مناطق مختلف دهلران و آبدانان نیز دیده می شوند گویش آنها لُری است .

جابری: این طایفه ساكن روستای  جابر انصار و همجوار پشت قلعه آبدانان هستند و گویش آنها لری است.

ب-طوایف لُر ساکن شهرستان دره شهر :

میرها : این طایفه از بازماندگان حاکمان لُر می باشند که در پشتکوه حکومت داشته اند . زبان آنها لُری است. و ساکن بخش مرکزی دره شهر می باشند .

ایل زینی وند: در بخش مرکزی دره شهر زندگی می کنند و گویش آنها لُری می باشد. و شامل طایفه‌های : شادیوند- صالح وند – نوروزی‌وند  می‌باشند. که هر کدام هم شامل تخمه‌هایی می‌شوند.

طایفه حسنوند : این طایفه بخش کوچکی از جمعیت دره شهر را شامل می‌شود. زبان آنها لُری و لکی است.

ایل کولیوند : این ایل از بزرگترین ایلات لُر ( از نظر جمعیت) ساکن دره شهر می باشند . گویش آنها لکی است اما به لُری هم تکلم می کنند. اصل آنها از ایل کولیوند ساکن لرستان است .

طایفه مطرب‌ها : این طایفه از آن جهت مطرب نام گرفته اند که در اعیاد و عزاداری ها به نواختن ساز می‌پردازند. به زبان لُری تکلم می کنند و در بیشتر بخش های دره شهر دیده می شوند .

طایفه هندمینی : گویش آنها لُری هنی‌مینی است.  و ساکن بخش هایی از بدره هستند .

طایفه دوستان: گویش آنها شبیه به لُری هنی مینی می باشد  و ساکن دهستان دوستان می باشند .

ج -طوایف  لُر ساکن شهرستان دهلران :

ایل کاحیرده : که از ساکنین اصلی شهرستان دهلران هستند. زبان آنها لُری است. بالغ بر 3000 خانوار هستند و شامل طوایف : دوییت –اورهام – لته- بن ریزی – فرض عالی – چراغ – رحمت الله – سیرو – برایم – دیلرونی – در گاه – رشنو که طوایف درگاه – رشنو – دیلرونی  با سایر طوایف هم جریش شده‌اند .

ایل دیناروند : از طوایف لُر ساکن بخش موسیان هستند گویش لُری دارند. و شامل تیره‌های : سرگچی – قماور – هشاور – روغنی – قاید – پیشکار- غیاسوند – کیاوند – ولی شرف- و غیره ... می باشند .

طایفه کاووسی : از طوایف لُر ساکن موسیان هستند که گویش لُری دارند و مردم عامه معتقدند با ایل کاحیرده از یک نسب هستند و شامل تیره های : میرزا- رحمه – نصیری- پاپاواسی – آمی – می باشند.

کاوری یا کَوری ها : ساکنین کور از توابع بخش زرین آباد می باشند ...گویش قدیمی و اصیل آنها  شبیه لُری شوهانی بوده است .. اما در حال حاضر برخی به کُردی پشتکوهی هم تکلم می کنند.

بالوی ها : این طایفه در مناطق اطراف بخش مرکزی و شهر دهلران ساکن هستند ، به دو گویش تکلم می کنند، گویش لُری شبیه به لُری شوهانی که گویش قدیمی و اصیل آنهاست و کُردی پشتکوهی که زبان اخیر به خاطر اختلاط آنها با طایفه جایروند های دهلران بوجود آمده است .

 سید ناصر الدین : سادات سید ناصر الدین در بخش مرکزی و اناران هستند و گویش آنها شبیه لُری شوهانی است .

سید ابراهیم قتال : سادات سید ابراهیم قتال که در بخش مرکزی و بخش اناران ساکنند گویش آنها شبیه لُری شوهانی است.

د-طوایف لُر ساکن شهرستان شیروان چرداول :

لک‌ها : که در بخش زیادی در شیروان چرداول، ساکن هستند و از تیره های متعددی تشکیل می شوند. گویش لکی دارند  و از نظر گویش  نزدیکی زیادی به لک‌های  لُرستان دارند .

طایفه مستقل عرب رودباری: گویش  عربی- لُری – لکی دارند . و احتمالاً از ایرانیان برگشته از عراق هستند .

و-طوایف لُر ساکن شهرستان مهران :

ایل شوهان : گویش آنها لُری شوهانی است . و شامل تیره های مختلف و متعددی می باشند. محل سکونت آنها بخش‌هایی از شهرستان مهران و شهر ایلام می‌باشد . آنها در حال حاضرکم کم زبان لُری خود را از دست می دهند و به گویش کُردی محکی گرایش پیدا می کنند

طایفه سوری: از طوایف لُر ساکن بخش صالح آباد مهران هستند. محل آنها بان ریشان – ماربره – سیاهرگ است . به گویش لُری تکلم می کنند .

پیرحیاتی : از طوایف لُر محسوب می شوند و از لرستان آمده اند .

13-قوم کُرد: (( یا بهتر است بگوییم قومی که خود را کُرد می دانند))

الف-طوایف کُرد ساکن شهرستان آبدانان :

1- ماسبی : به زبان کُردی پشت کوهی صحبت می کنند. در انجیره و گرازان – تیشه کن – میوسه – و.. ساکنند و شامل تیره های –شه قلی – نر غیبی – سهرابوند – قفر وند –خیران –خشکوند- شوشکین – شاه تاج الدین – مکی – بازگیر ماسبی – علی ولی – چراغ علی ... تقسیم می شوند . برخی از تیره های این طایفه را لرستانی می دانند .

2- ناصر عالی : زبان آنها کُردی پشتکوهی می باشد . و شامل تیره های – فرج - فرج الله- قمر – ذوالفقار – حاجی – یارگه – مرخه – داراگل زار- ملاوی – سیاه گوش و غیره ... می باشند . برخی از تیره های این طایفه را لُرستانی می دانند.

3- خلیل ابراهیم : این طایفه از ناصر عالی های آبدانان هستند که ساکن فرهان آباد می باشند.

4- زرگوش : ساکن آبدانان و حومه می باشند  به دو تیره بزرگ تقسیم می شوند  - نشار – بر آفتاب – احتمال اینکه از لک های لرستان باشند وجود دارد، همچنین نظرهایی وجود دارد دال بر بختیاری بودن برخی از تیره های این طایفه...

5- طایفه گلال زیری :  زبان آنها کُردی پشتکوهی است . که در اصل از لرستان آمده اند.

6- نوکر ناظر :این طایفه در اصل لرستانی هستند و جزو طوایفی  هستند که پراکنده شده اند.

7-طوایف وابسته یا هم جریش با کُرد:

1- سید ناصر الدین : گویش آنها شبیه لُری شوهانی است... 2- سید ابراهیم : گویش کُردی پشتکوهی دارند ....  3- سید ابراهیم قتال : گویش آنها شبیه لُری شوهانی است ... .  4- سید صلاح الدین محمد : گویش لُری دارند....  5- جابری: به دو گویش کُردی و لُری صحبت می کنند. و آنها را از نسل جابر انصار می دانند .

ب - طوایف کُرد ساکن شهرستان  ایلام :

ده والایی : نام طایفه ای است . که گویش آنها کُردی محکی است . شامل سه تیره اند – علائی – کوله – رئیس تقسیم می شوند. معروف است که از طوایف قدیمی ساکن ایلامند. که در میان آنها  تیره کوله از لکستان آمده اند و همپوند تیره علایی شده اند.

ریزه وندی : از طوایف قدیم شهر ایلام بوده ، گویش آنها کُردی محکی می باشد . و به علت اطاعت نکردن و ندادن مالیات به والی حسین قلی خان ابو قداره سرکوب و پراکنده شده اند. شامل تیره های – عبد مولا- محمد جافر- محمد باقر – اعتقادات در باره اصل و نسب این طایفه زیاد است، برخی آنها را از اخلاف بهرام گور می دانند و برخی آنها را از لرستان می دانند.

سوره میری: از سکنه بسیار قدیمی سرزمین ایلام پشتکوهند. به اعتقاد آقای خیتال عده ای از مردم زرین آباد دهلران از نسل همین سوره میری ها هستند برخی بر این باورند که اصل این طایفه از لُرستان آمده است .

رشنو : از ساکنان قدیمی شهر ایلامند ، که در زمان حسن خان فیلی از لرستان به پشتکوه آمدند، و به علت سواد داشتن و خط خوب به عنوان مستوفی یا کاتب در کنار والی  مشغول به دیوانی شده اند .  گویش کنونی آنها کُردی محکی است . اما در لرستان و سایر نقاط به گویش لُری صحبت می کنند . تیره های این طایفه عبارتند از : عاشورخانی – رشنوادی ها – شیرخانی ها – اصل این طایفه از الیشتر و بالاگریوه لرستان هستند.

سلیمان‌نژادها : طایفه ای از ساکنان شهر ایلام هستند، که اصل آنها را از اعراب می دانند. که از اطراف رودخانه شاوور شوش سکونت داشته اند و بعداً با طایفه کولیوند هم پیوند شده اند. و بر خی آنها را از ساکنان توابع موسیان می دانند . زبان کنونی آنها کُردی محکی است .

عبدالهی ها : از طوایف ساکن شهر ایلامند . گویش آنها کٌُردی محکی است . به آنها کاکا هم می گویند. جد آنها از نزدیکان خان والی بوده است .

حیدری ها : از زمان خان والی  از لُرستان به ایلام آمده اند و اصل آنها لُر است . و از جودکی های ملاوی لرستان هستند . گویش کنونی آنها کُردی محکی است .

قیاسوند ها : از طوایف ساکن ایلامند،که از الیشتر لُرستان آمده اند . گویش کنونی آنها کُردی محکی می باشد.

چاغروندی ها : از سکنه قدیم ایلامند و در اصل از بدره آمده اند ولی اصلشان از لُرستان آمده است .گویش کنونی آنها کُردی محکی می باشد .

آل زیار : این طایفه از دلفان های لُرستان هستند . که در گذشته به ایلام آمده اند . در گرگاب – چنارپاش – ارکواز وجود دارند . سه تخمه اند : عوض علی – مهدی بگ – عزیز علی . گویش کنونی آنها کُردی محکی است.

مسگر ها : از ساکنان قدیم ایلامند...و شغل آنها مسگری یا صفاری است . اصالتاً از رشنو ها و شوهان ها می باشند .

گیوه کری : به علت شغلشان به این نام معروف شده اند . زبان کنونی آنها کُردی محکی است .

پنج ستونی : از طوایف مستقل ایلامی هستند. گویش کُردی محکی دارند . و شامل دو طایفه اند : پنج ستون – کولاپین  و از تخمه های معروف آنها عبارتند از : عبدالله – بانقلانی – خدایاری – بهادری – خانواده بهادری از بزرگان محسوب می شوند برخی ها معتقدند از اخلاف طایفه سوره میری می باشند .طایفه کولاپین از طوایف مستقل ایلام است که در اصل از ایل ملکشاهی هستند .

میش خاصی ها : از طوایف بخش میش خاص هستند. گویش آنها کُردی محکی است . و به سه طایفه تقسیم می شوند – سرابی – میان آبی – پایین آبی  که اصل طایفه سرابی ها از لک های لُرستان هستند  و تیره یارم وند از کرمانشاه آمده اند .

طایفه قاضی : از طوایف مستقل بخش مرکزی هستند . آنها به علت انجام امورات دینی و قضاوت و دعا نویسی به این نام معروف هستند . چند تیره اند : مهدی – هادی – کاظم – مؤمن  که می گویند در اصل از دزفول آمده اند .

طایفه قجر : از طوایف بخش مرکزی ایلام هستند که به 5 تیره تقسیم می شوند – رحیم – رحمن – کسانه – شنانه – القاس – در اصل از طایفه نشار شیروانی هستند . گویش کُردی محکی دارند.

طایفه گرز گرزی : از طوایف بخش مرکزی هستند، که جمعیت زیادی ندارند . می گویند که از طوایف خرم آباد هستند، که در زاغه زندگی می کرده اند . یا این که از ایل چگنی لُرستان هستند و برخی آنها را بیرانوند می دانند .گویش کُردی محکی دارند.

طایفه بن ریزی : ساکنین بخش مرکزی ایلام هستند . و بخشی هم در صالح آباد زندگی می کنند . در اصل از لُرستان آمده اند . و احتمالاً از جایدر لرستان باشند . در زمان والی جلو دار او بوده اند .( هم اسم یکی از تیره های کاحیرده دهلران هستند و شاید از یک نسب باشند )

طایفه قلاخوری : از طوایف بخش مرکزی هستند . در اصل از شیروان به ایلام آمده اند .

طولابی : یا طولاوی از طوایف بخش مرکزی هستند . اصل این طایفه هم مثل خیلی دیگر از طوایف ایلام از لرستان آمده اند. و جزء طایفه طولابی خرم آباد هستند . تیره های آن عبارتند از : میر ناصر – سارا – اورگه – کل کل – سارگه – که میر ناصر توشمال آنها بوده است . گویش فارسی و کُردی محکی دارند .

عالی بیگی : از طوایف بخش مرکزی ایلامند، و دارای تیره های – جمالوند – شاهنخجیر – سید محمد – خواجه احمد – پایه وند – بابا های صالح آباد – برخی تیره های این طوایف را لُرستانی می دانند  و برخی دیگر از تیره ها را از کلهر ها می دانند . گویش کنونی آنها کُردی محکی است .

ایل ارکوازی: ایل مستقل ارکوازی ساکن ارکواز هستند، دارای تیره های زیادی هستند که اکثر آنها در زمان والی به خاطر ظلم و ستم او به عراق کوچیده اند . تیرهای آن به این ترتیب هستند : میر – قیطول – کاره شوندی – ملک شوندی – قره شوندی – مورتی – بی – محسن – مومی – بگ بگ – حداد – ریزه وندی – حاج بختیار-  که گویش کُردی محکی دارند که البته در باره اصل و نصب میر ها حرف و حدیث زیاد است برخی آنها را با میر های دره شهر از یک طایفه می دانند . قیطولی ها هم از لرستان آمده اند . کاره شوندی ها کلهر هستند و ملک شوندی ها از ایل ملکشاهی می باشند .

طایفه بولی : ساکنان بخش چوار هستند . جزء ایل ارکوازی بوده اما از آنها مستقل هستند . گویش کُردی محکی دارند  و از دو تیره – مظفروند – کرکلوند تشکیل شده اند .

ج -طوایف کُرد ساکن شهرستان ایوان :

اکثر مردم ایوان از ایل کلهر هستند که  از طوایف معروف کُرد می باشند . و به دو طایفه بزرگ تقسیم می شوند :  1-  طایفه چولک: که در روستاهای – کله جوب – جانعلی – هواس بگ – شالهشوری – رستم خان -مهر خان – خوران – نرگسی – زرنه – چهل ذرعی – پلنگرد – چفته – و غیره ... 2- طایه سیری ها : سراب – کابوره – ذلان علیا – چالانچی علیا و سفلی – خرابانان – هلشی – گابوار...

د-طوایف کُرد ساکن شهرستان دره شهر :

علی شروان :در  این طایفه عده به زبان کُردی تکلم می کنند و عده ای به زبان لُری. و بیشتر در بخش بدره ساکن هستند و از تخمه های مختلفی تشکیل شده اند .

طایفه کُرد پشتکوهی : برخی از طوایف کُرد پشتکوهی در دره شهر زندگی می کنند، ولی تعداد آنها بسیار اندک است .آنها هم به زبان کُردی پشتکوهی هم به گویش لُری صحبت می کنند.

و-طوایف کُرد ساکن شهرستان دهلران :

مهمیهوند : به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند. و شامل تیره های : قطبین – کاکلی – نوروژه وند – گوران – جوقلی – برامسین – پاپی – گل گلی – مموس مزیه که اکثراً در زرین آباد و اطراف آن ساکنند .

جایروند : زبان آنها کُردی پشتکوهی است . و شامل تیره های شلاروند – امه جشنی – نوکر پیر –مرالوند – مفروند – بالوی – هیوری – گه رکی – گا کله – دشتی– رضا . برخی آنها را منتسب به منطقه جایدر لُرستان می دانند و آنها را از طوایف لک می دانند و برخی عقیده دارند از کردستان به این منطقه آمده اند.  اما قول اول درستتر به نظر می رسد. در میان این طوایف تیره بالوی به طور قطع لُر هستند، چون در قدیم به زبان لُری  صحبت می کرده اند که اکنون در اثر مجاورت با قوم جایروند در بیشه دراز و سایر مناطق زبان آنها تغییر نموده است. همچنین برخی دیگر از طوایف این قوم از منطقه دلفان لرستان آمده اند.

کل کوه :  شامل طوایف مختلفی است. که به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند. و طوایف آن عبارتند از : بازگیر – ماسبی- زرگوش – میمه ای – مموس. و بیشتر درناحیه زرین آباد  و میمه ساکنند. مردم منطقه بازگیرها را نیز از مهاجران لُرستان می دانند.

باپیروند : از طوایف مستقل کُرد می باشد. که به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند. و در شهر دهلران – زرین آباد – و روستاهای اطراف بخش مرکزی و اناران  زندگی می کنند.

سایر طوایف مستقل:  دوستعلی وند – ناصرعالی – که به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند .

طوایف وابسته به کُرد: 1- سادات سورهام  2- سادات سید ناصردین  3- سادات ابراهیم قتال –4 سادات صلی (صلاح الدین محمد )  5- دشتی  هرچند که برخی ها هنوز به گویشی شبیه به لری شوهانی تکلم می کنند.

ه -طوایف کُرد ساکن شهرستان شیروان چرداول :

1-ایل خزل: به زبان خزلی تکلم می کنند  که مخلوطی از لکی و کُردی است. و از تیره های – علی عسکر – عبدالله – خسروند-میرزابگ – ویس علی – کلی کلی – گویش آنها گرایش به لکی دارد و شاید آنها وابستگان لک تبار باشند.

2- طوایف وابسته به خزل در چرداول : به زبان خزلی تکلم می کنند . نام آنها به این ترتیب است : قلی- شمسل – جبار قلی – منصوری – ریزه وندی – لک بیژنوند – شورابه ای – پنج مزرعه .

ی -طوایف کُرد ساکن شهرستان مهران :

طایفه ملخطاوی : گویش کُردی پشتکوهی دارند. ساکن بهروزان مهران هستند و در اصل از طایفه سوره میری هستند .

طایفه صیفی: به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند و ساکن بخش های مرکزی و اطراف مهران اند.

طایفه زرگوش : به زبان کُردی پشتکوهی حرف می زنند. و از نزاد های مختلف در کنار هم به وجود آمده اند .

طایفه بابا : به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند. و در بخش صالح آباد زندگی می کنند، اصالتاً کرمانشاهی هستند.

ایل ملکشاهی : به زبان کُردی محکی حرف می زنند . و به دو طایفه بزرگ قابل تقسیم هستند . 1- گچی 2- چمزی،  که هر کدام از اینها خود چندین تخمه اند . برخی آنها را کُرد و برخی لُر می دانند. ولی گویش کنونی آنان کُردی محکی می باشد. دلیل لُر دانستن آنها حمایت بدون چون چرای این طایفه از والیان لُرستان پشتکوه (ایلام) می باشد. و برخی معتقدند که همراه والی از لرستان به ایلام آمده اند، وجود طایفه ای با این نام در لُرستان مؤید این مطلب است. مثلاً  در میان تیره های ملکشاهی، تیره قیطول از بالاوند لرستان آمده اند. کناریوند های از لک تباران هستند. گراوند ها از طوایف لُرستان محسوب می شوند. و اصل تیره گلان از لُرستان آمده اند . یکی از نمایندگانی کنونی استان لرستان جناب آقای ملکشاهی راد است!

14-قوم عرب 

طوایف عرب ساکن شهرستان دهلران :

1- بنی لام 2- خرسان 3- چنانه 4- سرخه 5- چعب  6- مطارفه  7- خسرج  8- دلفیه  9- سادات بخات  10- سادات علوی دال پری همه اینها به عربی تکلم می کنند .

 

 



تاريخ : پنجشنبه سوم فروردین 1391 | 19:29 | نویسنده : داوود
عرق آویشن: مسکن – ضد سرماخوردگی – مقوی معده – معالج بیماریهای قارچی پوست – ضد ورم بینی وگلو.عرق                                                                                                               

اسطو خودوس: تقویت کننده اعصاب – معالج برونشیت وزکام – پایین آورنده تب ونیروبخش – ضد تشنج وصرع درمان بیماریهای عصبی.

عرق بید: درمان تب های شدید ودردهای تناسلی – زردی پوست (یرقان) – تصفیه خون.
عرق بهارنارنج: تقویت کننده مغز واعصاب – نشاط آور- تقویت قلب.
عرق بادرنجبویه: ضد خستگیهای روحی – استفراغ های دوران بارداری – برونشیت وتشنج – ضد قلنج – درمان دل پیچه.
عرق بومادران: ضد ورم روده ومعده – ضد روماتیسم ونقرس – رفع اختلالات قاعدگی ودرد دوران قاعدگی.
عرق بیدمشک: تقویت کننده فلب – رفع ناراحتیهای اعصاب – ضد تپش قلب.
عرق پونه: ضد سیاه سرفه وگریپ – خلط آور- بادشکن – قابض – بازکننده عروق – ضد عفونی کننده .
چهارعرق سرد: تب بر- خنک – تقویت کننده معده.
چهارعرق گرم: تقویت کننده معده – مفید برای هضم غذا – رفع ناراحتی های روده .
عرق چهل گیاه: تقویت کننده معده – کمک به هضم غذا – بادشکن – ضد سردی – ضد تهوع واستفراغ .
عرق خارخاسک: مدر قوی – رفع سنگ کلیه ومثانه – کیسه صفرا- تصفیه خون.
عرق خارشتر: ضد عفونت مجاری ادراری – سنگ شکن – مدرقوی – ضد سیاه سرفه.
عرق رازیانه: معطر کننده – محرک – بادشکن – مدروقاعده آور- درمان بواسیر ونقرس – ازدیاد شیر مادران .
عرق زنیان: ضد نفخ معده – ضد ترشی معده – ضد عفونت – ضد انگل – بادشکن – درمان عوارض بعد از ترک اعتیاد.
عرق زیره: ضد چاقی – تصفیه کننده خون – ضد هیستری وتشنج – افزایش شیر مادران – بادشکن – هضم کننده غذا – کاهنده چربی خون.
سرکه سیب: لاغر کننده – مکمل غذا
عرق سنبل الطیب: خواب آور- مسکن – تقویت قلب – اشتها آور.
عرق شاتره: ضد خارشهای پوستی – صفرا بر- تقویت کبد – نشاط آور- ضد نفخ – اشتها آور.
عرق شنبلیله: ضد قند – تقویت قوای جنسی – نیرو بخش.
عرق شیرین بیان: درمان قاطع زخم معده واثنی عشر- ضد سرفه – صفرا بر.
عرق شوید: ضد چربی خون – جهت پایین آوردن کلسترول – ازدیاد شیر مادران – درمان لاغری
عرق کاسنی: مفید برای کبد – ضد جوش – ضد خارش – تصفیه کننده خون – کاهنده چربی .
عرق کیالک: تصفیه کننده خون – جلوگیری ازعواقب سعت کلسترول – جلوگیری ازتنگ شدن رگها.
عرق گزنه: اثر قاطع در رفع بیماریهای پوستی وجلدی – ضد چربی وقند خون – ضد خون ریزی – بازکننده عروق – مدر.
عرق گلبهار: مفید برای لطافت پوست دست وصورت – مقوی معده
عرق مریم گلی: ضد دیابت – ضد رماتیسم واسهال – ضد سینوزیت – ضد انگل – ضد نفخ .
عرق مخلصه: ملین – مقوی – دفع سموم – ضد قولنج – پاد زهر قوی مفید برای ناراحتیهای کمرو مفاصل عضلانی – تقویت معده .
عرق مورد: ضد خون ریزی – قابض روده – درمان اسهال وبواسیر- تقویت رشد مو- ضد آفت .
عرق نعنا: ضد دل درد – دلپیچه – ضد نفخ – بادشکن – تقویت کننده معده کودکان
عرق یونجه: چاق کننده – نیروبخش – معالج رعشه وناراحتی های عصبی – تصفیه خون – کاهش قند خون.



تاريخ : پنجشنبه سوم فروردین 1391 | 19:27 | نویسنده : داوود
غار انفجاری - ایوان این غار در بالا دست روستای کله جو شهرستان ایوان، *در میان سفره های سخت دیواره باختری کوهستان بانکول قرار دارد.
ورودی غار تا عمق 5/1 متری، *تنوری شکل (گرد) و صعب العبور است و گذر از آن به طور سینه خیز امکان پذیر است. پس از گذشت از این سمت و ورود به تالاری بزرگ، غار به دو شاخه تقسیم می شود. یکی از تالارها مانند دالان است و 5 متر ارتفاع و 10 متر پهنا دارد و عمق آن تا حدود 40 متر از سفره های سنگی آهکی با استالاگتیت یا چکنده های مخروطی پوشیده شده است. پس از آن، یک سراشیبی عمیق و تند از شاخه باختری شروع می شود که عمق آن هنوز شناسایی نشده است. لایه های سنگی آهکی سقف غار به علت رطوبت و دمای داخل که بر سنگ ها تاثیر می گذارد و باعث جدا شدن و سقوط آن ها از سقف می گردد، به همین دلیل نام غار به انفجاری معروف شده است. احتمال می رود در عمق زیرین این غار منابع غنی آب به صورت حوضچه ها و انبارهای بزرگ ذخیره شده باشد.
غار خفاش - دهلران
این غار در سه کیلومتری شمال خاوری شهر دهلران در دامنه کوهی مشرف به دره و چشمه های آب گرم دهلران واقع شده است.
طول غار 155 متر، عرض آن 30 متر و ارتفاع آن از سقف با کف 50 متر می باشد. دهلیزهای وسیعی در این غار وجود دارد که عمق بعضی از قسمت های آن به 400 مترمی رسد. این غار به علت زندگی خفاش ها در داخل آن(حدود 20.000 خفاش)، به غار خفاش معروف شده است. خفاش های آن از نوع دم دار و بزرگ هستند. غارخفاش دهلران یکی ازغارهای تاریخی عصر غارنشینی است که بعدها به زیستگاه خفاش ها تبدیل شده است. موضوع مورد توجه این غار وجود توده عظیم و ضخیم فضله خفاش در کف غار است که طی هزاران سال پدید آمده است و کشاورزان از آن برای تقویت زمین های زراعی استفاده می کنند. غار خفاش در فهرست آثار ملی ثبت شده و مورد حفاظت و مراقبت است
غار زینه گان - ایلام
غار شگفت انگیز زینه گان در 5 کیلومتری جنوب خاوری شهر صالح آباد و در فاصله 52 کیلومتری شهر ایلام قرار دارد.
این غار روباز که بیش از یک کیلومتر درازا دارد، دارای آب فراوان، دهلیزهای آبگیر، قندیل های متعدد و آبچک های طبیعی و بسیار جالب می باشد. هوای داخل غار بسیار سرد و مطبوع است. در حالی که منطقه صالح آباد در تابستان حدود بیش از 40 درجه گرما دارد، اختلاف هوای بیرون غار با درون آن تقریبا 50 درجه می باشد و به همین دلیل آن را «غار بهشت» نیز می نامند.
سرخس ها، جلبک ها، گل ها و گیاهان خودروی داخل غار، رنگ سنگ ها، *پیچ و خم داخل غار، لب های به هم دوخته قسمت هایی از سقف غار همه و همه حکایت از شگفتی های طبیعت است. این غار یکی از جاذبه های مهم توریستی استان ایلام می باشد.


تاريخ : پنجشنبه سوم فروردین 1391 | 19:21 | نویسنده : داوود

کبیرکوه:

کبیرکوه به مجموعه کوه های بلندی است که خود قسمتی از رشته کوه بزرگ زاگرس است گفته می شود . این رشته از دیوارهای جنوبی درة رودخانة آب آفتاب و کنجان چم شهرستان مهران شروع شده و رو به رودخانة کرخه در دهستان الوار گرمسیری از شهرستان خرم آباد لرستان ادامه می یابد . دامنه های شمال و شمال شرقی آن به دره های رودخانه سیمره ، کرخه و دامنه های جنوب  و جنوب غربی آن به مرز ایران و عراق منتهی می شود.

دره ی کنجان چم تا دره ی رودخانه کرخه 175 کیلومتر و عرض آن در حد فاصل رودخانه سیمره یا کرخه تا مرز ایران و عراق بین 45 تا 80 کیلومتر است . این کوهستان پهنه ای به وسعت 9500 کیلومتر مربع را زیر پوشش قرارداده است .

این رشته کوه از شاخه های بسیاری تشکیل یافته که به سمت غرب و جنوب غربی از ارتفاع آن ها کاسته می شود و بلند ترین آنها که خط الرأس رشتة مزبور را تشکیل می دهند دربخش شرقی آن واقع شده اند . بلندترین این کوه ها ، قله ای به نام کبیرکوه است که 2790 متر ارتفاع دارد و در 18 کیلومتری شرق روستای ارکواز واقع شده است . از این رشته که کوهستان وسیعی را تشکیل داده است رودخانه های فراوانی سرچشمه می گیرند. و اکثراً به خاک عراق وارد می شود و تعداد دیگری ازرودخانه ها نیز به رودخانه سیمره و کرخه می پیوندند.

 برای صعود به بلندترین قلة این کوه می توان از راه اتومبیل رو ایلام به دره شهر و از طریق روستای بهرام خانی و راه کولم به روستای گوران  و پس از طی گردنة پینه به خط الرأس  رشته مزبور دست یافت به طول 5/12  کیلومتر طی کرد تا به قله رسید.      

اهوران:

کوه اهوران در 83 کیلومتری شمال شرقی ایلام واقع شده است . ارتفاع این کوه 2120 متراست. این کوه از درة جزمان رود در غرب  شروع شده و به طول 24 کیلومتر رو به سوی جنوب شرقی کشیده می شود و در آن جا به کوه های کولیته و کازه تر می پیوندد.

بانکول:

کوه بانکول درناحیة مهران ، در10 کیلومتری شمال ایلام شده است . ارتفاع این کوه 2304 متراست.

رودخانه های مورت ، کنگیر و آب زنگان از کوه بانکول سرچشمه می گیرند . این کوه نیمه جنگلی از شمال غربی به سوی جنوب شرقی با طول 30 کیلومتر و با عرض متوسط 6 کیلومتر کشیده شده و از سوی جنوب شرقی به کوه مانشت متصل است . راه اتومبیل رو کرمانشاه به ایلام از غرب آن می گذرد .

چمن گیر:

کوه چمن گیر درناحیة شیروان و در فاصلة 22 کیلومتری جنوب شرقی ایلام واقع شده است . ارتفاع کوه چمن گیر 2578 متراست . این کوه سرچشمه رودخانه های گراب و چرداول می باشد . این کوه از جنوب شرقی  به کوه سیوان و از شمال غربی به کوه قلارنگ متصل می شود و جزو رشتة کبیرکوه از کوهستان زاگرس بشمار می آید.

سامله:

کوه سامله درناحیه زردلان درفاصلة 84 کیلومتری شمال ایلام واقع شده است. ارتفاع این کوه حدود 2150 متراست  رودخانة گشتانی ازاین کوه سرچشمه می گیرد .

 سرخ خانی:

کوه سرخ خانی درناحیة چرداول و در فاصلة 33 کیلومتری شمال شرقی ایلام واقع شده است . ارتفاع کوه سرخ خانی 2-30 متر می باشد .

 سرکب:

کوه سرکب در ناحیه میشخاص و در فاصلة 8 کیلومتری جنوب شرقی ایلام واقع شده است . ارتفاع کوه سرکب 2120 متراست و جزو رشتة کبیرکوه از کوهستان زاگرس بشمار می رود و رودخانه آب آفتاب از این کوهستان سرچشمه می گیرد .

شره زول:

کوه شره زول در ناحیة چوار در 23 کیلومتری شمال غربی  شهرستان ایلام واقع شده است . ارتفاع این کوه حدود 2050 متراست و به صورت رشته نسبتاً طویلی به درازای 41 و پهنای متوسط آن 15 کیلومتر از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد و گسترش یافته است.دهستان چوار در جنوب و دهستان های سهراب و مرکزی در دامنه های شمالی این کوه جای گرفته اند . بخش شمال غربی آن از جنگل های بلوط پوشیده شده است . رودخانه های کنگیر ، گلال رود ، کزاب و مورت ازاین کوه سرچشمه می گیرند.

شلم:

 کوه شلم در 5 کیلومتری جنوب شرقی ایلام واقع شده و 2174 متر ارتفاع دارد . این کوه از جنوب شرقی به کوه سرکب متصل است و سرچشمة اصلی رودخانه کنجانچم می باشد.

 قلاجه:

کوه قلاجه در41کیلومتری شمال غربی ایلام واقع شده است . ارتفاع این کوه از سطح دریا حدود 2050 متراست .

این کوه از سوی شمال غربی به طرف جنوب شرقی کشیده شده از سوی جنوب شرقی به کوه کله جمن متصل می شود.

این کوهستان دهستان آسمان آباد رادر دامنه های جنوبی خود جای داده است و جادة کرمانشاه – ایلام آن را قطع می کند . رودخانه آب چیکا از دامنه های شمال و رودخانه آب آسمان آباد از دامنه های جنوبی این کوه سرچشمه می گیرند . بخشی از این کوه به وسیلة جنگل های بلوط پوشیده شده است.

قلارنگ:

کوه قلارنگ درفاصلة 11 کیلومتری شمال ایلام واقع شده  و 2473 متر ارتفاع دارد . رودخانه های آب آفتاب و آب زنگوان ازاین کوه سرچشمه می گیرند . این کوه از غرب به کوه مانشت و از جنوب شرقی به کوه چمن گیر متصل است و جزو رشتة کبیرکوه بشمار می رود.

مانشت:

کوه مانشت در 6 کیلومتری شمال شرقی ایلام واقع شده و ارتفاع آن 2629 متراست از این کوه ، رودخانه های مورت و آسا زنگان سرچشمه می گیرند . این کوه از شمال

 غربی به کوه بانکول و از جنوب غربی به کوه گاوه راه متصل است و دامنه های شرقی و غربی آن را جنگل های بلوط پوشانیده است .

کوه ملینجه:

کوه ملینجه درناحیة چرداول ، در 34 کیلومتری شمال شرقی ایلام واقع شده و ارتفاع آن 2193 متراست . رودخانه آب چیکا ازاین کوه سرچشمه می گیرد.

دینارکوه:

دینارکوه در 25 کیلومتری شمال دهلران واقع شده  و ارتفاع آن 1955 متراست . این کوه به صورت قوسی از شمال به جنوب کشیده شده و ناحیه آبدانان را در دامنه شرقی خود جای داده است . رودخانه های ده بانه ، آب سیول ، آب خزینه و آب گل گل ازاین کوه سرچشمه می گیرند. این کوه از جنوب شرقی به سیاه کوه متصل می شود و کوه دال دردامنه شمال غربی آن واقع شده است .

بهار آب :

کوه بهارآب درناحیة چرداول در34 کیلومتری شمال شرقی شهرستان ایلام واقع شده است . این کوه با ارتفاع 1970 متر جزء کوهستان زاگرس بشمار می رود.

 بانهراز:

کوه بانهراز در ناحیة چرداول ، در 28 کیلومتری شمال شرقی شهرستان ایلام واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا 1820 متراست . این کوه از جنوب به کوه بهارآب متصل می شود و دامنه های غربی آن به درة رودخانة چنارچ منتهی می شود.

کلک :

کوه کلک در 43 کیلومتری شمال شرقی مهران واقع شده  و ارتفاع آن از سطح دریا 1820 متراست . رودخانه های پیرمحمد و کل کلا ازاین کوه سرچشمه می گیرند.

سایر کوه های استان ایلام برحسب شهرستانها به قرار زیر می باشند

.شهرستان ایلام :

کوه های الله خدا ، بایه ، تالوار ، جمالگیر ، چیق باباخان ، چکبوره ، سفید ، سم خر ، کته پیفک ، ملدشاده ، گنو ، و...

شهرستان دره شهر :

کوه های بنهر ، دروند ، راوندی ، سرگچ ، سرگچ کوه ، مرزو ، هفت کلک و ...

شهرستان دهلران :

کوه های باریک آب ، برک کروی ، بته انش ، پشته گلاب ، تپه علی کشت ، خرگهی ، دالپری ، تنیلا ، کلاوندی ، کلویز ، کولونرمه ، گوتبه ، ممله و...

شهرستان مهران :

کوه های بلواند ، بلیجان ، چقال زرد سیاه کوه ، زالوآب ، چنچر ، سرخ ، سه کورند ، سیاه ، سیاه اردلان ، یک شبه و...



تاريخ : سه شنبه یکم فروردین 1391 | 18:18 | نویسنده : داوود

صدا کن مرا/ صدای تو خوب است/صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است/که در انتهای صمیمیت حزن می روید.(سهراب)

 

در سرای ما زمزمه ای،درکوچه ی ما آوازی نیست/شب گلدان پنجره ی مارا ربوده است/

 



تاريخ : سه شنبه یکم فروردین 1391 | 18:12 | نویسنده : داوود
کنون که در چمن آمد گل از عدم بوجود/بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود
بنوش جام صبوحی به ناله ی دف وچنگ/ببوس غبغب ساقی به نغمه ی نی وعود
به دور گل منشین بی شراب وشاهد وچنگ/که همچو روز بقا هفته ای بود معدود
جهان چو خلد برین شد به دور سوسن وگل/ ولی چه سود که در وی نه ممکن است خلود
چو گل سوار شود بر هوا سلیمان وار/سحر که مرغ دراید به نغمه ی داوود
به باغ تازه کن آیین دین زردشتی/کنون که لاله برافروخت آتش نمرود



تاريخ : سه شنبه یکم فروردین 1391 | 0:23 | نویسنده : داوود

سال ۱۳۹۱  سال اژدها نام دارد

اژدها

واژدها یکی از موجودات افسانه‌ای در فرهنگ‌های جهان است. اژدها در اساطیرجهان جایگاه ویژه‌ای دارد.

واژه‌شناسی در فارسی

ریشه واژه اژدها و (ضحاک) یکی است و صورت‌هایی دیگر چون «اژدر»، «اژدرها» و «اژدهات» دارد، به معنی «ماری است افسانه‌ای و بزرگ، با دهان فراخ و گشاد.»

اژدها یا اژدر که در زبان اوستایی «اژی» (-aži)، در زبان پهلوی ساسانی (فارسی میانه) «از» (az) و در زبان سانسکریت «اهی» (-ahi) خوانده و نامیده می‌شود، به معنی «مار یا افعی مهیب و سهمگین» است. در متون کهن ایرانی، گاه این واژه به گونة عام بکار می‌رود.

در اساطیر و ادبیات جهان

اژدها جانوری است که در کهن‌ترین سنن نماد ویرانکاری و نیز آب و آبادانی بوده است. روزگاری دراز اساطیرشناسان می‌پنداشتد که اژدها نمایشگر سَّر و انگیزه پیشرفت بشر است و سرگذشت بشر سراسر کوششی است برای رهائی یافتن از قدرت درهم شکننده اژدها.

کهنترین تصویر موجود اژدها واقع در دروازه ایشتار

رابطه میان اصل و آغاز جهان و اژدها در کیهان‌شناسی بابلیان آشکار است. در این کیهان‌شناسی، تیامات یا اژدهائی که نماد ظلمت آغازین است غالباً بصورت ماری خشمگین نموده شده و مردوک یا قهرمان خورشیدی بر آن چیره می‌شود. بدینگونه جهان روشن پدرسالاری جهان آغازین مادرشاهی را تسخیر می‌کند.

تندیس اژدها در سنگاپور

در مصر باستان اژدها رمز طغیان‌های بزرگ رود نیل بوده است و سود و زیان آن طغیان‌ها را که بارور کننده یا ویران کننده‌اند نشان می‌داده است. از اینرو اژدها غالباً هم با خداوند اُسیریس و هم با الههٔ هاتور همانند می‌شده و گاه نیز از لحاظ خیر و برکتی که داشته با اسیریس و به سبب ویرانکاریش با «ست» دشمن ازیریس یکی می‌شده است.

اژدها همیشه حیوانی نیرومند و سهمگین پنداشته شده و گاه ‐ چنانکه در چین ‐ مقدس بوده و پرستیده می‌شده است زیرا او را بخشندهٔ آب و باران می‌دانسته‌اند. در بعضی نقاط اژدها را همان تمساح دانسته و پنداشته‌اند که تمساح آورنده باران است. اقوام بسیار معتقد بودند که اژدها خدای طوفان و هوای بد و سیل و دیگر بلاهای آسمانی است و طوفان بر اژدها سوار شده موجب لغزش زمین و زمین‌لرزه می‌شود. تقریباً همه جا اژدها با شب و تاریکی و بطن مادری و آب کیهانی پیوسته و مربوط بوده است.

برخی از اژدهاهای چندسر مشهورند چون لادون که نگاهبان سیب‌های زرین هسپریدها بود. بعضی اژدهاها یا مارهای چند سر نیز شاخ‌هایی به اشکال گوناگون داشتند از قبیل اژدهای قرمز هفت سر بنام آپوکالیپس، وانی، اژدهای چینی و ژاپنی نیز چندین شاخ دارد. نزد اقوام سرخ پوست پوئبلو مار شاخدار نماد روان و روح آب بوده است، و به باور مانی شیطان یا اهریمن درآغاز بر آب‌ها فرمان می‌راند، «او همه چیز را تباه می‌کرد و ویران می‌ساخت».

آزدها تنها موجود اساطیری هست که در تمام ملل جایگاه داشته. چین ژاپن ایران مصر یونان رم شمال اروپا در کتب تاریخی از این موجود یاد شده است.

پرفوسور فرهاد عسکری محقق و فیلسوف اعتقاد دارد که این موجود در گذشته وجود داشته ولی نه به این شکل که مجسمه و روایات ذکر کرده اند.شاید بصورت موجود ( مار عظیم) مانند کنت دراکولا یا ضحاک .

در اساطیر و ادبیات ایران

رستم در حال کشتن اژدها اثر عادل عدیلی

سیمای اژدها در تاریخ اساطیری ایران، در نهایت سهمناکی، زشت‌رویی و پلشتی است. آنها از نخستین یاران اهریمن می‌باشند که آفرینش نیکوی اورمزد را آشفته می‌نمایند؛ ولی توانایی تباه آن را ندارند. اگر فدیه گران‌بهایی نثار ایزدانی همچون آناهیتا و وای می‌کنند (یشت ۵، بندهای ۲۹-۳۱ و ۴۱-۴۳ و نیز یشت ۱۵، بندهای ۱۹-۲۱). بر اساس ادبیات اوستایی، هنگامی که اورمزد نخستین سرزمین نیک خویش را می‌آفریند (ایرانویج)، آنگاه اهرمن همه تن مرگ برای تباهی آن، اژدهایی (اژدهای سرخ) را در رود دائیتی پدید می‌آورد (وندیداد ۱، بندهای ۲-۴). از سوی دیگر نیز ایزد هم با رزم‌افزارهای خود به نبرد با اژدهای زرد برمی‌خیزد تا او را نابود سازد (یسنه ۹، بند ۳۰).

بر اساس ادبیات ودایی و اوستایی، دو اژدهای ورتره و اپه اوشه (اپوش)، آبها را در دژ جادویی خود اسیر، ابران آسمانی را سترون و زمین را خشک و کویر می‌سازند؛ ولی سرانجام به دست ایزدان ایندره و تیشتر تباه می‌گردند. از دیگرسو نیز اژی دهاکه (ازدهاگ/ضحاک) و افراسیاب تورانی نشان از اژدهایان اساطیری دارند که با گذشت زمان و به هنگام تغییر ساختار ساده و نخستین (روایت اوستایی) داستان به شکل پیچیده و پویا (روایات پهلوی ساسانی و خدای نامه)، جامة نوین پادشاه انیرانی (= نا ایرانی) را بر تن می‌نشانند. خشکسالی، سترونی، زوال و مرگ، ارمغان دشخدایی آنان بر ایران می‌باشد.

پرداخت شخصیت و ویژگی‌های اژدها در روایات اساطیری چندان کامل و دقیق نیست، زیرا اسطوره تنها به آن بخش از سرگذشت زندگی یک بوده اهریمنی (یا حتی قهرمان) می‌پردازد و آن را آنچنان می‌بالاند و با شکوه و اغراق درمی‌آمیزد که برای نمایش جهان‌بینی ویژه خویش و دیگر اهداف خود نیاز دارد. اما این پرداخت در روایات حماسی (برخلاف نمونه‌های اساطیری شکل کامل‌تر و پویاتری دارد و اژدها در این داستان‌ها چهره‌های گوناگونی دارد که از میان آنها دو گونه بیش از دیگر نمونه‌ها دیده و تکرار می‌شود.

اژدها در نخستین چهره، سیمای «فرمانروای بیگانه اژدروشی» را به خود می‌پذیرد که با تازش بر ایرانشهر و چیرگی بر پادشاه این سرزمین، فرمانروایی را در دست می‌گیرد، زندگی مردمان و ستوران آنان را تباه، باران و آب را دربند و خشکی و نیاز را بر سرتاسر زمین حکمفرما می‌سازد. این فرمانروای دژکامه انیرانی با رزم‌افزار جادویی و سپند قهرمان بی‌همتایی از تبار پادشاهان نیکوی ایرانی، تباه می‌گردد. آشتی، آرامش و زیبایی ارمغان پادشاهی نیک قهرمان بر ایران زمین است. روایت کارزارهای «فریدون و ضحاک»، «اسفندیار و ارجاسب تورانی» (هر دو به نقل شاهنامه) و داستان نبرد پادشاهانی همچون «منوچهر، زو و کی خسرو با افراسیاب اژدهاوش» را می‌توان در شمار گونه‌هایی جای داد که اژدها با چهره پادشاه دژکامة انیرانی پدیدار می‌گردد.

خون اژدها

در نزدیکی شهر دهلران در استان ایلام چشمه قیری وجود دارد که بر پایه گفته‌های مردم محلی، این چشمه، خون اژدهایی بوده که در جنگ با پهلوانی اساتیری، اسفندیار رویین‌تن، به هلاکت رسیده است.

در نزدیکی شهر قروه در استان کردستان نیز چشمه آب معدنی سرخ رنگ در کنار صخره‌ای اژدها شکل، به نام باباگورگور وجود دارد که به گفته مردم این چشمه خون این اژدها است.

درخت خون اژدها

نام یکی از درخت های جزیره سقطرا (سُقُطری عربان، مجمع‌الجزایر واقع در باختر اقیانوس هند، میان دو قارهٔ آسیا و آفریقا و در دهانهٔ خلیج عدن از آن کشور یمن) خون اژدهاست. این درخت با نگاه از بالا مانند یک بشقاب پرنده گرد است و برگ های سوزنی شکلش به سمت بالا کشیده شده و از رو به رو یکسره به قارچ ماند. تنه درخت هیچ شاخ و برگی ندارد و تنها سر درخت پر از برگ های سوزنی شکل است. صمغ درخت اژدها را برای رنگ کاری و برق اندازی کار گیرند و و فزون بر کار بردهای پزشکی صمغ، سالهای سال کیمیا گران هم برگ هایش را به کارهای خود زده اند.

معبد اژدها

در ده کیلومتری جنوب شرقی گنبد سلطانیه، در نزدیکی روستای ویر، در پهنه ای مستطیل شکل در دامنه کوه دو اژدهای بیمانند و شگفت آور قرار گرفته است. این محل به نام معبد اژدها و داش کسن (سنگبر) خوانده می‌شود و مردم محل آن را به نام شیرین و فرهاد مینامند. در درون این مجموعه هنری زیبا، سه غارتاق دستکند با اندازه‌هایی مشخص در دل کوه سترگ کنده شده که پیرامون ورودی‌های آن را کنده کاریها و سنگبریهای زیبای و چشمنوازی جلوهای ویژه بخشیده اند. مهمترین بخش این کنده کاریها، که در نوع خود در ایران منحصر به فرد است، دو تصویر اژدهاست که در روبروی یکدیگر، با طول بیش از ۵ متر، به شکل قرینه در دل سخت سنگ کنده شده اند، که در پیچ و خم‌های خود جهانی از اسرار نهفته دارند. پیرامون این نقش برجسته‌های یگانه و بیمانند، مهرابه ای زیبا و نقشدار، با طرحهای اسلیمی، گل و بوته، و مقرنس بر پیکره بیجان سنگ کنده کاری شده اند. تقارن در هرجای این نیایشگاه به چشم می‌خورد. دانشمندان و اندیشمندان ایرانشناس بر این پندارند که غارهای معبد اژدها، یکی بزرگتر در جنوب و دو تا قرینه در شرق و غرب، نخست نیایشگاه آیین مهرپرستان، میترائیسم، بوده و کاربرد آن را حتی در دوران پس از اسلام هم نگه داشته بوده است. مار در آیین مهر و اژدها در فرهنگ ایرانی، نقشی بنیادین و اثرگذار دارند. اژدها با جهت گیری خود به درون نیایشگاه، گویی خوش آمدگوی تازه واردان است.



خسوف